برای امام موسی صدر
روزگاریست که من معرکه دارش شده ام
مثل عیسی سند چوبه دارش شده ام
باورم کن که چنان عقربه خانه به دوش
پا به پای دل خود لحظه شمارش شده ام ...
یا الهی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک
برای امام موسی صدر
روزگاریست که من معرکه دارش شده ام
مثل عیسی سند چوبه دارش شده ام
باورم کن که چنان عقربه خانه به دوش
پا به پای دل خود لحظه شمارش شده ام ...
۶ ماه گذشت ...
روز اول



زیباترین لحظه های
پر عصمت و پر شکوه
تنهایی و خلوت من
ای شط شیرین پر شوکت من
ای با تو من گشته بسیار
در کوچه های بزرگ نجابت ...
در کوچه های نجیب غزلها که چشم تو می خواند
گهگاه اگر از سخن باز می ماند
افسون پاک منش پیش می راند
ای شط پر شوکت هر چه زیبایی پاک
ای شط زیبای پر شوکت من
ای رفته تا دور دستان
آنچا بگو تا کدامین ستاره ست
روشن ترین همنشین شب غربت تو؟
ای همنشین قدیم شب غربت من
ای تکیه گاه و پناه
غمگین ترین لحظه های کنون بی نگاهت تهی مانده از نور
در کوچه باغ گل تیره و تلخ اندوه
در کوچه های چه شبها که اکنون همه کور.
آنجا بگو تا کدامین ستاره ست
که شب فروز تو خورشید پاره ست؟
اخوان ثالث
( لطفا به لفظهای گروه و دسته توجه کنید )
گروه اول ، اصل ولایت فقیه را قبول ندارند چون چیزی به عنوان حکومت اسلامی را عملی نمی دانند. پس اگر کسی به حکومت اسلام اعتقاد دارد، خود به خود ولایت فقیه را هم پذیرفته است ؛ به این دلیل که در صورت نبود ولی فقیه، وجه تمایزی بین حکومت اسلامی و سایر حکومت ها باقی نمی ماند .
گروه دوم می گویند ما اصل ولایت فقیه را قبول داریم ولی ، ولی فقیه حاضر را قبول نداریم و معتقدیم صلاحیت ندارد . بین معتقدان به این مسئله تفاوت وجود دارد بنابراین به چنددسته تقسیم می شوند : دسته ی اول بعد از انقلاب گفتند «امام خمینی» رهبر ماست اما با ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر ولایت امام را رد کردند و گفتند او را دیگر قبول نداریم . دسته ی دوم بعد از وفات امام و انتصاب «آقای خامنه ای» گفتند ما امام خمینی را قبول داشتیم ولی آقای خامنه ای را برای ولایت نمی پذیریم . اینجاست که وقتی دلیل آن پرسیده می شود همه ی آن بحثهای قدیمی مربوط به انتصاب آقای خامنه ای مطرح می شود که ولی فقیه باید مجتهد باشد و او مجتهد نبوده و چون می خواستند او رهبر شود اجتهاد او پذیرفته شده است یا اینکه بعضی از اعضای مجلس معتقد بودند خودشان صلاحیت بیشتری داشتند یا اینکه می گویند : به طور کلی او صلاحیت ندارد ! من به دلیل اهمیت این موضوع این دلایل را بررسی کردم و جویا شدم که در مجلس خبرگان در زمان انتصاب چه گذشته است ، برای مثال با اشاره ی آقای «فهیم» ، آقای «هاشمی رفسنجانی» صحبتهای امام خمینی در مورد صلاحیت آقای خامنه ای برای رهبری ، را یادآوری می کند. این دسته که ولایت امام خمینی را پذیرفته بودند در اینجا می گویند : اصلا چه کسی گفته هر چیزی که امام خمینی بگوید ، درست است ؟! او که معصوم نبوده است . با گفته شدن این جمله کمی بحث علمی در مورد اصل ولایت فقیه پیش می آید تا جاییکه بعضی از آنها به این نتیجه می رسند که لفظ امام شایسته ی امام خمینی نیست . این بعضی دو دسته می شوند : دسته ی اول کلمه ی امام را حذف می کنند ومی گویند او فقط یک رهبر مردمی بوده است مثل گاندی! پس او را صدا می زنند : خمینی . دسته ی دوم در حق امام خمینی لطف می کنند ! و می گویند : آقای خمینی ( اینجا به یاد همکارانمان در بی بی سی می افتیم ) . بنا براین این دسته ی دوم که به گروه دوم تعلق داشت کم کم و تا حدودی در تقسیم بندی گروه اول قرار می گیرد . دسته ی سوم از گروه دوم افرادی هستند که ولایت آقای خامنه ای را با وقوع قتلهای زنجیره ای و حوادث کوی دانشگاه رد کردند و بالاخره دسته ی چهارم هم به برکت حوادث بعد از انتخابات سال 88 به این جرگه پیوستند و این داستان ادامه دارد ... (گروه دوم ظرفیت دسته های بیشتر را هم دارد )
گروه سوم اشخاصی هستند که امام خمینی را قبول داشتند و ولایت آقای خامنه ای را هم پذیرفته اند که باز اینجا دو دسته می شوند : دسته ی اول کسانی هستند که قصد دارند به گروه دوم بپیوندند و دسته ی دوم کسانی که این ولایت را قبول دارند و رهبر را شایسته و صالح و عدم صلاحیت وی را منوط به تصمیم مجلس خبرگان می دانند .
گروه چهارم کسانی هستند که هیچ نظری در این مورد ندارند .
از همه ی پذیرندگان و نپذیرندگان دیگر تقاضا داریم موجودیت خود را اعلام کنند تا حقوق اجتماعیشان خدایی نکرده سلب نشود .
امشب کادو و کیک و شمع نمی خواهم ؛ می خواهم فکر کنم به اینکه بزرگتر شده ام یا کوچکتر ؛ خوشحالم یا پشیمان ؛ می خواهم تا صبح برای ادامه زندگی آماده شوم ؛ می خواهم که رب مثل یک نوزاد مرا زنده و تازه کند... می خواهم که رحیم بهترین نخواستنی ها را در من خواستنی کند ...
می خواهم که 26 مهر 90 سربه زیر تر از امشب باشم ...
بقیه ی عکسهای گروه بینایی و شنوایی سنجی را ببینید




بالاخره بعد از یک ماه و دو هفته عکسهای جهادی را می توانید ببینید ![]()
با گروه بینایی و شنوایی سنجی شروع می کنیم:

روستای باش بلاغ - پیرزنی که توسط طیبه طهماسبی در حال معاینه است
الهی لو قرنتنی بالاصفاد و منعتنی سیبک من بین الاشهاد و دللت علی فضایحی عیون العباد و امرت بی الی النار و حلت بینی و بین الابرار ، ما قطعت رجائی منک ، و ما صرفت تامیلی للعفو عنک و لا خرج حبک من قلبی ف انا لا انسی ایادیک عندی ف و سترک علی فی دار دنیا .
خدایا اگر با زنجیر های خشم گردنم را ببندی و بخششت را تنها از من دریغ کنی ، اگر رسواییهایم را بر همگان آشکار سازی و به سوختنم در آتش فرمان دهی و میان من و نیکمردان فاصله افکنی ، هرگز کارم به نا امیدی نخواهد کشید ، آرزوی بخشایش تو را همچنان در دل نگه خواهم داشت و به دوستی تو همچنان پایدار خواهم بود که بخشندگیها و پرده پوشیهایت فراموش نشدنی است .
فرازی از دعای ابو حمزه ی ثمالی
۱۱۶۸۶ روز از ربودن ایشان می گذرد...
ما بسیجی ها در ره قرآن
هستی خود را می دهیم آسان
شهادت در ره قرآن آرزوی ماست
قیامت سرفرازی و آبروی ماست
یا اباصالح یااباصالح یااباصالح یااباصالح
اباصالح اباصالح یااباصالح (2)
کوله باری از غم به دوش ماست
نام زیبای تو خروش ماست
به لطف تو هنوز این دلها جمارانی ست
علم بر روی دوش میر خراسانی ست
یا اباصالح یااباصالح یااباصالح یااباصالح
اباصالح اباصالح یااباصالح (2)
ای گل زهرا ، هر زمان هر جا
یار و یاور باش خامنه ای را (2)
بیا ما را به نینوا ره نمایی کن
دل حسرت کش ما را کربلایی کن
یا اباصالح یااباصالح یااباصالح یااباصالح
اباصالح اباصالح یااباصالح (2)
ممنون از حاج آقا«پرخید» که این سرود زیبا را به ما یاد داد.